بازم نفر اولم که میرسم سر کلاس! اما یواش یواش بچه ها اومدن و برای جلوگیری از حرف زدنشون با من بهتره که مشغول اینجا باشم!
تولدم گذشت و الان یک عدد ۲۸ ساله خوشگل و پوست انداخته ی تر و تمیز رو در صحنه داریم : )
”او” کلی محبت کرد و سورپرایزجات داشت... حس میکنم خیلی بزرگ شدم : )))))
کارای شرکت و دانشگاه خیلی خیلی زیاد شده، منم که جدیدا وسواس پیدا کردم تو همه چی که خوب و نامبروان باشم اصن یه وضعی شده!
دیگه چی... دیگه چیزی یادم نمیاد واقعا فقط اینکه امسال کلی کادو گرفتم، و با کمال تعجب فهمیدم که با غذا هم خوشحال میشم، چون یکی از سورپرایز های او، رستوران گردون میلاد بود که کلی بهم چسبید!
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی